نوش گل سرخ

سلام نازنینم
سلام بهترینم
سلام ای ترانه
تو! عشق اولینم

سلام باوفایم
سلام هم صدایم
سلام گرم برتو
تو! یار آشنایم

تو بهترین امیدی
تو عشق را نویدی
تو سبزی چمن‌زار
تو برتر از سپیدی

بیا بیا کنارم
که جز تو من ندارم،
قرین و همدم و یار
تویی همیشه یارم

نگاه عاشقانه
سکوت عارفانه
صلابتی دل‌انگیز
شکوه عالمانه

تو آتش خیالی
تو نوری و جمالی
تو نوش آن گل سرخ
تو مظهر کمالی

تو عشق آخرینی
تو برترین نگینی
ستاره‌ای طلایی
فرشته‌ی زمینی!

بیا! بیا و بنشین
سبو سبو ز نوشین-
لبت عنایتی ده
به مبتلای مسکین….

إن لم یکن لکم دین فکونوا أحراراً فی دنیاکم

عشق‌ها مرده، زمین سرد، زمان بی مبنا

چشم‌ها گریه، لبان پر شده از نعش دعا

پیرهن مشکی و دل‌ها زگناهان چه سیاه

کینه و نفرت و آز و طمع و کبر و ریا

لب به لب حرف، همه حرف دروغ پر مغز!

مغزها شسته به صابون فریب دنیا

انتظار فرج و آخر دنیا به زبان

ترسِ از آخر امروز و شروع فردا

گریه ظاهری از مرگ حسین دیروز

لرزه از مردم بیدار حسینی هرجا

وعده ناجی فردا و جهانی پر دین!

دین خود بهر لقب داده به این باد فنا

من چه گویم که خودش گفت در آن روز به غیر:
«لـــم لــکــم دیـــن، فـــکونـــوا احـــــرارا»